|
نه ، نمی شه با مهتاب جنگید نه ، نمی شه با مهتاب جنگید نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 22:50  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 18:13  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
نمره ی بیست به آرتروزِ دانا شهرِ تهران ! نمره ی بیست به آرتروزِ دانا شهرِ تهران ! نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 1:9  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
بیا با هم بریم سفر مشهد مشهد بیا با هم بریم سفر مشهد مشهد
معمولن در مطالبی که می نویسم سعی می کنم کمتر به موضوعی بپردازم که نیازمند استناد به اصل خبر باشه اما خداوکیلی این یکی دیگه اصلن راه نداشت که بخوام بی خیالش بشم .. و اما خبر این بود : پخش فیلم مـستهـجن در قطار تهران _ مشهد !!!! و بعد توضیح اینکه در قطار اکثر مسافرین به این موضوع واکنش نشان دادند. { لینک خبر } خوب من به عنوان کسی که همین دو سه ماه پیش دو بار سوار این قطار شده واقعن احساس غبن و سرخوردگی و حسرت بهم دست داد وقتی مقایسه کردم اون فیلم های در پیت و چرت و پرتی رو که به ما نشون دادند و این فیلم پر سر و صدای مـستهـجن رو ! البته اینکه تعریف فیلم مـستهـجن از دید مسافرین این قطار چی میتونه باشه به خودی خود مسئله کُـلـفتیه ها . و از اون مهمتر نوع این " واکنش نشان دادند " مسافرین هم خیلی حائز اهمیته . مـثـلـن : شب داخلی _ قطار تهران _ مشهد / واگن 9 کوپه 6 مسافرین دو نفر هستند . یک حاج آقای متین و یک بانوی جوان و تنها ؛ یک فیلم مـستهـجن به نام " مارمولک " هم در حال پخش است . حاج آقای متین : الله اکبر .. تا کی این خناثان می خواهند از این دست خزعبلات مـستهـجن نمایش بدهند؟ آخر این چه واکنش های مـستهـجنی است که این خانومه هی نشان می دهد به این مرد نامحرم ؟ بانوی جوان و تنها : وا حاج آقا خوب همین فیلم ها راه و رسم زندگی رو به ما نشون میده دیگه .. تازه این که چیزی نیست ..اگه مثلن فیلم پالپ فیکشن آقای تارانتینو رو نشون میدادن چی میگفتین؟ حاج آقای متین : این پالپ فیکشن این آقا تارانتینو مگر چه مدل فیلم مـستهـجنی بوده خدای نکرده ؟ بانوی جوان تنها : خوب خیلی دور از جون شما صحنه های مـستهـجن و غیر اخلاقیش زیاد بود .. همچین یه آقاهه خوشتیپی بود با گیس دم اسبی انصافن خوب میرقصید و بعد یه خانومه هم بود که همش موقع رقصیدن اون واکنش گنده ی بی صاحاب مونده اش رو به آقاهه نشون میداد تازه چادر هم که نداشت بی سـیرت . حاج آقای متین : عجب عجب ! یعنی اینجور که می فرمایید این واکنش آن خانومه ی بی سـیرت خیلی واکنش توپی هم باید بوده باشد احتمالن ؟! بانوی جوان تنها : بله حاج آقا .. اونقدر در طول فیلم اینها هی به هم واکنش هاشون رو نشون میدادن که آدم دور از جون شما حالش دلش می خواست .. یعنی حالش مـستهجن میشد .. حاج آقای متین : خدای نکرده بحث غنا نباشد اما بنده ظن قوی دارم که مـستهـجن ترین این قبیل واکنش ها باید واکنش خانوم جنیفر لـووپز باشد اگر اشتباه نکنم .. بانوی جوان و تنها : اون که دیگه حاج آقا قدیمی شده. الانه دوره جسیکا بیل و بیانسه ایناست . البته تعریف از خود نباشه ها اما توی همین مملکت خودمون اگه بستر مناسب فراهم بودخودتون میدید که همین خارجکی های مـستهـجن و پالپ فیکشنی از نظر واکنش و اینا جلو ما ایرونیها لنگ مینداختن باور بفرمایید .. حاج آقای متین : بهله .. مطلع فرمودید .. آنوقت شما خودتان این فیلم برادر تارنتینو را که دیدید چه گونه واکنش نشان دادید ؟ اصلن آن واکنش تان را به کی بردید نشان دادید خدای نکرده ؟ بانوی جوان و تنها : والله حاج آقا من دیگه چون باید سریع خودمو میرسوندم به قطار خیلی فرصتی نداشتم که واکنشم رو نشون بدم متاسفانه .. حاج آقای متین : احسنت احسنت .. انشالله شما توفیق داشته باشید که در همین سفر بتوانید یک واکنش مقبولی از خودتان نشان بدهید انشالله .. بانوی جوان و تنها : خوب حاج آقا فکرشو که میکنم میبینم حالا که وقت هم زیاد داریم خیلی دلم میخواد محض خاطر اعتراض به پخش این فیلم مـستهـجن هم که شده یه جوری واکنش نشون بدم .. حاج آقای متین : بله بله .. یعنی علاقمندید که در منظر بنده واکنش تان را نشان بدهید ؟ بانوی جوان تنها : خوب بله حاج آقا به هرحال شما دشمن استکبار جهانی هم که هستید و حتمن غنی سازی هم می کنید دیگه .. کی بهتر از شما ؟ حاج آقای متین : بله بله .. البته .. ما که اصلن از همان اولش شما هم نمیگفتی به صورت خودجوش خودمان غنی سازی می کردیم حتمن . حالا واجب است که من اول یک صیغه ی دشمن شکن و وحدت آفرین جاری کنم و شما هم آن پرده ها را بکشید یک وقت خدای نکرده نامحرمان ما را در حین واکنش کردن نبینند و بعدش تا صبح می توانیم به این مسئله پخش فیلم مـستهـجن در قطار هی واکنش نشان بدهیم ، هی واکنش نشان بدهیم ..! نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:50  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
|
|