|
|
ایران کجاست ؟ ایرانی کیست ؟
ایران کجاست ؟ ایرانی کیست ؟ (( یونانی های شجاع که تعدادشان خیلی کمتر از ایرانیان ظالم و پر تعداد بود با دلاوری از میهن خود دفاع کردند و لشگر پادشاه ایران را شکست دادند و از خاک خود بیرون کردند و با سربلندی به میان خانواده های خود رفتند )) اشتباه نکنید . آنچه که خواندید ترجمه قسمتی از یک کتاب درسی یا تاریخ یونانی نیست . در کمال شرمندگی باید بگویم این قسمتی از سرگین نامه ای بود که در<< کیهان بچه ها >>ی اوایل دهه 60 و توسط یک نویسنده تا ابد نفرین شده ایرانی ( که افسوس به یاد ندارم کیست ) نوشته شده بود . در آن روزگار با خواندن این مطلب در کیهان بچه ها که تنها مطبوعه مخصوص کودکان بی سرنوشت آن سالها بود قسم خوردم که دیگر این هفته نامه را نخرم و البته که تا ابد به قول خود وفادار خواهم ماند . چند روز پیش در یک جمع مطبوعاتی از خدمات چندین ساله یکی از مدیران کیهان بچه ها تقدیر و تشکر شد . خیلی دوست داشتم در آن جمع حاضر میبودم و از آن مدیر محترم سوال میکردم که آیا آن متن شرم آور در دوره مدیریت ایشان به چاپ رسیده بود و اصلا آیا ایشان هم آن دوران را مانند من بیاد دارند یا خیر ؟ . اما به هر حال هجوم به جهت قلع و قمع فرهنگ ایرانی تنها به همین یک مورد محدود نشد . کتابهای درسی ، مطبوعات و رسانه ها جا بی جا ، گاه و بیگاه در حال انکار تاریخ پیش از اسلام این مملکت بودند و البته که همچنان هستند . امروزه روز اگر از کودکی 10 ساله و یا حتی نوجوانی 17 ساله سوال شود که " آریو برزن " که بود و چه کرد احتمال اینکه بپرسد" آریو برزن " دیگر چیست بسیار بیشتر از پاسخ دادن به سوال شماست . یک بار از دختر خانمی جوان پرسیدم" رستم فرخزاد " را میشناسی ؟ در جواب من به احتمال نسبت او با" فروغ فرخزاد " اشاره کرد !!! به راستی ما چگونه قومی هستیم که از انبوه اسطوره های تاریخی _ فرهنگی خود دست شسته ایم ؟ درروزگاری که برای یک قاره آمریکا و تمام تاریخش یک چه گوارای معاصر به عنوان سمبل آزادگی کفایت کرده ما انکار بی وقفه بزرگ دلیران این سرزمین از کوروش و داریوش تا محمد مصدق و حسین فاطمی و از گُرد آفرید و رکسانا تا شیرین عبادی را به تماشا نشسته ایم . چه کسی میداند چرا در هیچ فیلم و سریالی تاریخ و اساطیر ایرانی را نمیبینیم ؟ چه کسی میداند چرا بهرام بیضایی با دنیایی از مطالعات اسطوره شناسی ایرانی یا مجال کار نمیابد و یا اگر فرصت نیم حضوری به او داده شود محدود به ساخت فیلمنامه ای مانند روز واقعه است آن هم نه توسط خودش . فراموش نکنیم قبل از اینکه در آشفته بازار دنیای مدرن ما رادر هر گونه ی فرهنگی _ انسانی طبقه بندی کنند به یاد خواهند داشت که ما ایرانی هستیم . سالها پیش بزرگی فرموده بود : وای بر احوال مردمانی که تاریخ خود را فراموش کنند .... امروزه دیگر صد وای بر احوال ما که تاریخ خود را انکار میکنیم ......
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 17:34  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
از برره تا طهران ........
از برره تا طهران
به راستی این < برره > کجاست ؟ روستایی مولود ذهن ـ مهران مدیری ـ و نویسندگانش ؟ البته که نه ... برره همین جاست . همین جایی که من و تو هر روز صبح به عنوان شهروندان آن در اجباری روزمره و حتی خود خواسته دروغ میگوییم ، حسادت میکنیم ، به هر قیمتی سر خود و دیگران را کلاه میگذاریم و از قِبل کارهایی بیهوده مزد و پاداشهای آنچنانی طلب میکنیم . سریال شبهای برره اگر چه در بعضی قسمتها دچار افت و فرود شد اما از آغاز هوشمندانه و هدفدار استارت زد و البته که هر چه پیشتر میرود این هدفمندی عیار بیشتری میابد . ( مهران مدیری ) گرچه به کمک روکشی تاریخی از اوایل سده حاضر فضای داستان را با تشابهی فرمالیته به دورانی دیگر برده اما کیست که نداند انتقادات سخت و نیشدار او در واقع زندگی و اجتماع امروزه ما را هدف گرفته است . روابط مغشوش اجتماعی ، سنت گزینی احمقانه ، سست و بی ارزش بودن فضائل انسانی ، چشم و هم چشمی ها و حسادتها ، چاپلوسی و مجیز گویی ، استحاله شدن هر فکر و اندیشه نو در میان
باورهای عامه و بلاخره رشوه و فساد در همه ارکان جامعه ی نمادین برره ای ،
شمه ای از اهدف مورد نظر مدیری و همکاران اوست .
چندی پیش گزارشی از نظرات مردمی درباره این سریال پخش شد که به طرز بسیار جالبی دقیقا در جهت اهداف این مجموعه جای میگرفت . تعدادی از مردم همیشه شریف و معصوم که حتی دیدار یک شب این مجموعه را از دست نداده بودند و همگی از کارشناسان مادرزاد همه امور منجمله تفاوتهای طنز و هجو و لودگی هستند بی هیچ خجالتی افاضه فضل میفرمودند که این سریال بی محتوا ، ضد اخلاقی و و دچار بد آموزیهای فراوان است . به قول مظفرالدین شاه در فیلم کمال الملک : به هر حال همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید . و این برره و مردمان بی دور کلک و همه فن حریفش عجیب به تهران ما و اهالیش طعنه میزنند . البته من هم یک انتقاد شدید به این سریال دارم ... چه معنی میدهد که در یک روستا با آن سطح از روزآگاهی صفر درصدی دو نفر به عنوان خان همه کاره مردم باشند ؟ اصلا این سردار خان و سالار خان نماد چه کسانی هستند ؟ !!!! من وُیگولمزج که ندانستم .... شما هم ویگولیزج که نمیدانید . !!!!! نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:35  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
جنگ سالار فصلهای سرد قرن .
جنگ سالار فصلهای سرد قرن : بر خلاف خیلی ها که دست دوست دخترشون رو میگیرن و عینهو بچه آدم پا میشن میرن سینما و کافی شاپ و پارک و خلاصه از این جور جاهای جفنگ و مثلا یه فیلمی مثل << دیشب بابا تو دیدم آیدا >> رو با کلی تفصیلات سالن تاریک سینما و البته تفسیرات ثانویه ( که دیگه اسم این یکی تاریک خونه رو نمیشه آورد ) میبینند .. بنده بدون انگیزه مشخص و دقیقا در فاز بچه مثبتانه نشستم تو خونه و آخرین فیلم جناب آقای < نیکلاس کیج > رو با عنوان ( جنگ سالار ) نگاه کردم ... هدف از ساخت چنین فیلمی از طرف هالیوود بماند اما جدا از تیتراژ غافلگیر کننده این فیلم ( سرگذشت یک گلوله از ساخت تا شلیک ) یه صحنه ای در این فیلم بود که حقیقتا به اندازه یک دنیا حرف داشت . در این صحنه جناب نیکلاس خان کیج که از خرده فروشی فشنگ و اسلحه های سبک به یکی از دلالان دانه درشت اسلحه های فوق سنگین بدل شده بود برای معامله ی چند میلیاردی با نظامیان کشور اُکراین در حال بررسی قیمت بود . اما حرف صحنه در دل یک قاب تصویر بزرگ بود که عکسش رو مشاهده می کنید . در این صحنه کیج با ماشین حساب کوچکی در دست در حالیکه بر روی تنه مجسمه سرنگون شده و رنگ و رو رفته لنین یله داده دیده میشه . در بک گراند تصویر هم ردیف تانکهای عظیمی که به ترتیب مثل دیوار چیده شده اند و مانند شاهدان خاموش یک قتل ناگزیر به نظاره این معامله مُرده خوری کاپیتالیسم و امپریالیسم بر سر گور کمونیسم و مارکسیسم نشسته اند . گویی این آمریکایی آرام میخواست به لنین بگه : هی ... کمونیسم کمونیسم که میگفتی این بود ؟ یا شاید هم داشت میگفت : دیدی جناب لنین .. اگه سر تو هم مثل من تو حساب بود الان نه وضع تو این بود و نه وضع من و نه اوضاع این دنیای خر تو خر ....
آمریکایی ها سخت ترین حرفهاشون رو خیلی راحت میزنند علیرغم این هرگز در تاریخ حتی یک بار هم ادعا نکردند که کمونیسم و مارکسیسم رو از نقشه سیاسی جهان محو خواهند کرد . با این حال چنان با پنبه سر مکاتب غیر موازی با خودشون رو میبرن که تازه سالها بعد دنیا متوجه عمق تغییرات اعمال شده از طرف اونها میشه ... و این طرف دنیا هم به لحاظ جغرافیایی و هم سیاسی و هم اقتصادی و هم ..... خلاصه تو همه چیز ما دقیقا و کاملا بر عکس اونها هستیم .... شایدم خوبی داستان ما به همینه ... بلاخره ما هم یه چیزی هستیم . و احتمالا همون چیزی که اونها سالها پیش از این خواسته اند !!!
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 0:55  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
|
|