|
بیایید بریم سینما دو قدم مانده به صبح این محمد صالح علا را من دوست دارم به جهت همه انچ که هست . بیایید بریم سینما ... سینما آزادی واقعن اگه یه دفعه دیگه .. دارم کاملن جدی تهدید می کنم نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:45  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
Taxi story ميگم _ ميگه ميگم : آهان ... نادر ابراهيمي ... تو از نزديك باهاش آشنا بودي ؟ Taxi story _ شوهرش ؟!!! _ شرمنده ها .. شما هم جووني به هر حال دوست ندارم بهت برخوره ... _ نه .. مسلمن نه ... اما اونقدر هم قاطي ندارم كه همچين چيزي رو تقصير زنم يه كم سكوت توي يه همچين لحظه اي فوق العاده است . طرف مقابل فكر ميكنه _ اصل .. _ ببخشيد حالا من يه سوال دارم ... اگه چند نفر يقه خودت رو بگيرن و ببينم اما مطمئن بودم چشماش داره از كاسه بيرون ميفته ... يه چيزي زير لب ميگه ... چميدونم .. شايد فحشي .. چيزي .. اما اونقدر بلند نيست كه نه من و نه راننده بشنويم ... هنوز از پيچ بلواركشاورز وارد شونزده آذر نشديم كه طرف با عصبانيت پياده ميشه ... راننده همچنان مي خنديد ... من اما ... به همسر مردي كه پياده شد فكر مي كردم ... نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:54  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
یک پیشنهاد فوق العاده euro2008 نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 0:27  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
3:45 دقیقه بامداد به وقت تهران 3:45 دقیقه بامداد به وقت تهران
وقتی عقربه های ساعت 3:45 دقیقه بامداد به وقت تهران رو نشون میدن 1 _ یکی ( حتمن یک خانم ترجيحن داراي يك فروند زانتيا .. پژو 206 ،، ديگه Faghat ba 1 tamas az sim karte etebarytan dar ghore keshye Sender : Irancell نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:49  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
Sade تــــا Sadee Sade تــــا Sadee از نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 4:10  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
خونه نشینی بی بی از بی چادریه خونه نشینی بی بی از بی چادریه خدا اموات شما رو هم بیامرزه .. مرحوم آقا بزرگ اون سالایی که من الانه فقط اما این سکینه خانوم سرگذشتی داشت واسه خودش ... نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:37  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
خ مثل خانه واده اندر ممنوعيت جنس لطيف موضوع انشاء : اون شغل لعنتي
خوب .. خيلي از دوستان در جريانند كه من سالهاست به صورت مجرد زندگي مي كنم . هاليوودي من هم خودم رو به عنوان كانديد نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 17:31  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
بویینگ بویینگ ؟ OLALA !!! گاف های غریب
بوئینگ بوئینگ فرصتی دست داد تا بعد از چند سالی دوباره فیلم محبوب سالهای نوجوانیم یعنی "بویینگ بویینگ" رو ببینم . موقعیت منحصر به فرد روزنامه نگار آمریکایی ( تونی کرتیس ) در پاریس که با سه دختر مهماندار از سه خط هوایی مختلف ( بریتیش ایر ویز ، لوفت هانزا و ایرفرانس ) دوسته و همزمان با تحویل جت های بوئینگ جدید که بخاطر قدرت و سرعت بیشتربرنامه های پروازی جدیدی رو خواهند داشت دچار مزاحمت مهمون ناخوانده ای( جری لوییس ) میشه اون قدر پتانسیل خلق موقعیت های کمدی رو داره که به نظر میرسه فیلم حداقل تا نیم ساعت دیگه هم میتونست ادامه پیدا کنه . اما فارغ از تمام هنرمندی جری لوییس و تونی کرتیس به عنوان بازیگران اصلی فیلم باید از بازی فوق العاده " تلما ریتر" به نقش " برتا " یاد کرد که واقعن ضلع سوم مثلث بحران زده این فیلم هست . برتا که مستخدمه انگلیسی آقای برنارد ( کرتیس ) هست در اصل مسئول لاپوشونی گند کاری های ایشون و تحمل سفارشها و غرولند های سه دختر لوس مهماندار هست که هیچ کدوم از وجود دیگری اطلاعی ندارند . اما اوج کار فیلم و تقابل و تضاد فرهنگی بین فرانسوی ها و آمریکایی ها رو در سکانس تلفن زدن در کافه میشه دید جایی که بعد از کتک خوردن جری لوییس توسط فرانسوی های خشمگین که فقط یک طرف مکالمه او رو شنیده بودند پسرک کم سن و سالی میاد جلو و با انگلیسی آمیخته به فرانسوی پیغام مهماندار بریتیش ایرویز رو میرسونه : وقتی با توقم به قودم اطمینان ندارم . میقم خونه حقیقتو بقم به بقرناقرد و ازش میخوام منو فقاموش کنه .!!! (( وقتی با تو ام به خودم اطمینان ندارم. میرم خونه تا حقیقت رو به برنارد بگم و ازش می خوام که منو فراموش کنه )) !!! دوبله فیلم با هنرمندی " چنگیز جلیلوند برای تونی کورتیس " ، مرحوم حمید قنبری ( پدر شهیار قنبری ) برای جری لوییس " و روانشاد آذر دانشی برای تلما ریتر ( برتا ) " متعلق به سالهای طلایی دوبله فیلم در ایران هست . من واقعن فکر می کنم دیدن این فیلم برای ما آقایون به اندازه ختنه کردن ضقوقیه !
OLALAاستفاده ابزاری از !!! اون ( یک زن ) : دستت چطوره ؟ راه افتاده کامل ؟ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:1  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
مختل ط + ف = مختلف me برای نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:45  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
سیناپس ِ آفرینش
سیناپس ِ آفرینش از بيرون خانه ای ، مردی را در حالي که پشت پنجره اي رو به بیرون به روي به داخل خانه رفته ايم و از نماي داخلي و پشت سر مرد او را مي بينيم که به نقاشي پايان يافته . مرد نقاش بوم را که هم اندازه پنجره است برداشته و دقيقن به روي چارچوب پنجره نصب می کند . مرد نقاش نگاه و لبخندی از سر رضایت به نقاشی می اندازد .. اندک اندک اجزای نقاشی او جان می گیرند .. نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:14  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
بودن . . . بودن یا نبودن ، مسئله این است. آیا شرافتمندانه تر است که ضمیر آدمی از تیرگی طالعی شوم رنج برد ؟ آیا در برابر دریایی از بلایا قد برفرازد و سلاح برگیرد و آن را پایان دهد؟ مردن و به خواب فرورفتن و دیگر هیچ ، . آیا از طریق چنین خوابی می توان گفت که رنج درونی و هزاران فشاری که طبیعت در وجود ما به ودیعه نهاده پایان می یابد؟ این غایت کمال و نهایت آرزوست . ولی مردن به خواب رفتن خوابیدن و احتمالن خواب دیدن ، مسئله در همین است . چون در آن خواب مرگ آسا هنگامی که از تلاطم دنیای فانی بر کنار شده ایم چه رویاهایی ممکن است به سراغ ما بیایند . { هملت ، صحنه اول از پرده سوم } در حرکتی مسئولانه امشب موفق به دیدن "هملت " اثر جاودانه " ویلیام شکسپیر " شدم . {این نسخه} از این نمایشنامه به کارگردانی " فرانکو زفیرلی "و بازی " مل گیبسن " در نقش هملت البته جذابیت های خاص خودش رو داشت اما با توجه به اینکه چند سال پیشتر این موهبت نصیبم شده بود تا هملت اثر گریگوری کوزینتسف رو ببینم فکر می کنم که در واقع "هملت کوزینتسف" بهترین اقتباس ممکن از این تراژدی قرن هفدهمی به حساب میاد . جدا از قاب بندی های خیره کننده ، دکوپاژ و بازی های عالی این نسخه روسی ( معتقدم که روس ها از جمله بهترین آکتورهای سینما و تیاتر هستند ) باید اعتراف کنم که هرگز نمیشه هملت کوزینتسف رو بدون صدای اهورایی و زلال مرحوم " کاوس دوستدار " تصور کرد که در معنای واقعی کلمه پرسونای این شاهزاده دانمارکی رو در نمایش برای پارسی زبانان تکمیل کرد . صدای " کاوس دوستدار " با آن تنالیته مسطح و آن حس معصومیت جاری در لحن در واقع ارزش کار کوزینتسف در ایران رو بسیار بالا برد . و البته جای تاسف فراوان هست برای دوبله ایران که "کاوس دوستدار" رو همچون هملت در روزگار جوانی از دست رفته دید ( ۱۳۴۴ در ۲۸ سالگی ) . اما نسخه زفیرلی و بازی گیبسون هم از بعضی جهات حاوی نکات جالبی بودند . در قیاس با نسخه کوزینتسف که بیشتر وجه تراژدی نمایشنامه شکسپیر مهم بود اینجا وجهه کمدی غالب به نظر می رسید آنچنان که در اکثر مواقع گیبسون حتی تا حد لودگی در ارائه بازی پیش رفت . این که حد لودگی را پیش رفت و نه پس رفت عنوان می کنم در واقع به خاطر هوشیاری گیبسون در ایفای متفاوت نقش هست که مطمئنن این نحوه ارائه مد نظر کارگردان اثر هم بوده . در زمینه دوبله این فیلم هم باید بگم چهره نسبتن خشن گیبسون به درستی با صدای بهرام زند تلفیق شده بود . هر چند به الشخصه بازی هلنا بونهم کارتر در نقش اوفلیا رو بهترین بازی در این فیلم دیدم . کوزینتسف البته به غیر از "هملت " یک اثر دیگر ویلیام شکسپیر به نام "شاه لیر" رو هم اقتباس سینمایی کرد که در باره اون هم باید بگم واقعن بی همتا ترین نسخه ارائه شده از این نمایشنامه تراژیک شکسپیری است . بعید می دونم تا سالیان متمادی هیچ کارگردانی جرات بکنه به حریم این کارگردان وفادار به حزب کمونیست شوروی در اقتباس از شکسپیر نزدیک بشه . نکته جالبی که بد نیست در جریانش باشید خاطره ای هست درباره پخش اول باره "شاه لیر " از تلویزون ایران در حدود سالهای 69 ـ 68 اگر اشتباه نکنم . در دو سکانس از این فیلم دو صحنه بوسه وجود داشت که در پخش اولیه این فیلم هر دو صحنه به طور کامل از زیر قیچی سانسور فرار کردند و از سیما پخش شدند. در مرتبه دومی که "شاه لیر "پخش شد یادمه که صحنه اول بوسه حذف شده بود اما بینندگان بدون ماهواره و ویدئوی اون سالها وقتی دهانشون از تعجب باز موند که صحنه بوسه دوم در کمال صحت و سلامت دوباره از تلویزیون پخش شد. آخرین نکته شکسپیری اینکه اگر روزی روزگاری هوس کردید " تریلوژی ـ تراژدی " ویلیام شکسپیر { شاه لیر ، هملت ، مکبث } رو همزمان ببینید بعد از دو فیلم جناب کوزینتسف برای دیدن بهترین "مکبث" سینما باید به سراغ "رومن پولانسکی" و " کوروساوا "برید که بهترین اقتباس های ممکن رو از "مکبث " ارائه دادند .
بی ربط : {{یا ایهالذین امنوا.هل تسمعین الترانه ال ایمیلی من الرجل المطرب یان تیرسن؟}} ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید آیا آهنگ " امیلی " اثر یان تیرسن رو گوش کرده اید؟ اگر نه که از خاسرانید و اگر آری که گوشتان رستگار است . انشالله . این آهنگ فوق العاده ی جناب" یان تیرسن " رو در بستر فیلم درخشان "امیلی پولن" می تونیدبشنوید . ملجایی است برای تحمل هزاران فشاری که طبیعت در وجود ما به ودیعه نهاده !! ((دانلود آهنگ امیلی اثر یان تیرسن)) نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 2:2  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
افسانه ام شدی افسانه ام شدی
یادت نماند . به هر آسمانی .. گرمای وجودت را به تهی آغوش ، یکی شان ، کاش ، //////////////////////// امید صیادی / خرداد 86 نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 3:45  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
Touch Touch کمی تا قسمتی شخصی است. هرچند که واضح است همین نهی بیشتر دعوت به نظر می رسد ! به هر حال گوشزدش وظیفه بود .مختارید . ادامه مطلب نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:53  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
|
|