|
اس ام اس شرافتمندانه / انعکاس در چشمان طلایی اس ام اس شرافتمندانه
شصتاد خط نوشتم تا از کنار و اشارت به فیلمی برسم به اینکه { شرافت چیز خوبیست } . خوب چه مرضی است عزیز من ؟ خودش را ، جان مطلب را همین اولش می گویم خلاص . عزیز من ، برادر من ، خواهر من ، دوست من ، .... شرافت چیز خوبیست . شرافت حلقه مفقوده این روزهای ماست . ما که می گویم یک اجتماع هفتاد میلیونی مد نظرم است نه یک حکومت ، نه قسمتی از یک ملت و نه یک نظام ... همه را می گویم که این شرافت را جایی همین اطراف گم کرده ایم. دروغ که از این درب وارد شود شرافت از آن درب رفته است و ما امروز بیش از هر زمان دروغ می گوییم و دروغ می شنویم آنقدر که دیگر هیچ کداممان را حوصله و قدرت تشخیص این دو از یکدیگر نیست و این ، همین بی اهمیت بودن تفاوت دروغ از راست سر آغاز همه بدبختی هاست . همه بدبختی هایی که متاسفانه ما در آغاز سراشیبی تند آن قرار داریم . ایکاش هر کسی که می خواست وارد امر سیاست شود این قدر راحت این اصل مهلک ِ جهان سومی را نمی پذیرفت که حرامزادگی و دروغ گویی رکن و اساس سیاست پیشگی است . در فرهنگ ژاپنی معمول بوده و هست که اگر مردی ، سیاست مردی رسوا شود در تنهایی خودش اقدام به خودکشی دردناکی می کند تا به وسیله این تادیب بتواند حداقل شرافت ممکن را با مرگی صعب برای خود بخرد. به این فکرم که اگر چنین رسمی در ایران ما جاری و ساری بود اصلن کسی جرات سیاست پیشگی را داشت ؟ ، یا نه این دغل مردان و کریه زنان سیاست کار برخاسته از کنار ما قوم عافیت طلب قید خطر کردن با جان و ناموس و آبروشان را می زدند و می گشتند پی دُکانی و دکه ای و حتی فکر لبخند زدن و آیه قرآن خواندن اما با کف دهان و خشم کفر گفتن و خون ریختن و بند بستن خلایق را هم به مخیله راه نمی دادند؟! SMS حالا اگر در کنار این تحقیق و تعریف شرافت بخواهم نگاهی به خود بکنم باید بگویم تصمیم گرفته ام دیگر و هرگز از سیستم اس ام اس تلفن همراهم مگر در موارد ضروری و ناگزیر استفاده نکنم . شاید بی ربط به نظر برسد اما همیشه عمده مبلغ قبض تلفن من مربوط بوده به اس ام اس هایی که در تیراژ بالا برای دوستان می فرستادم. و حالا اگر قرار باشد خارج از تفکرات گوسفندی و بزغاله ای که حضرات درباره من و ما کردند عمل کنم جز این که گفتم انجام نمی دهم تا مبادا خیال خوششان گرم باشد از اینکه هر زمان هر غلطی که دلشان خواست می کنند و آب از آب تکان نمی خورد . نه .. دیگر از اس ام اس استفاده نمی کنم تا حداقل قوانین شرافتمندانه ممکن را در حیطه خودم رعایت کرده باشم و از دوستان هم خواهش می کنم این حداقل را در مورد من رعایت کرده و از فرستادن اس ام اس های غیر ضروری خودداری کنند . این کمترین ارزشی است که برای خودم قائلم تا پایبند باشم به همین کم رمق ترین شرافت بجا مانده از پس گند کاری های رنگ به رنگ حضرات که دورتر از نوک دماغشان را نمی بینند . خُب ... همه آنچه را که می خواستم بگویم همین بود . حالا دیگر اگر مقاله زیر را که صرفن سینمایی است نخواندید هم نخواندید . لینک از سایت تابناک : (( پیامهایی که راه اندازی دوباره سیستم پیام کوتاه به ما داد )) این را حتمن بخوانید.هر اس ام اس شما را چند بار ارسال میکنند تا خسارت مخابرات زود جبران شود! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ![]() انعکاس در چشمان طلایی * باید واجد چیزی بود تا توانایی بروز و انتقال اون رو بی هیچ تعریف و تبلیغی و فقط به واسطه ی مغناطیس ذهن به دیگران داشت . منظورم اینه که هیچ بازیگری حتی حاذق ترین اونها هرگز توانایی بازی در نقشی رو نداره که کم یا قسمتی از کاراکتر نقش رو در وجود خودش نداشته باشه و اگر بازیگری دست به چنین ریسکی بزنه مطمئنن نتیجه از قبل محتوم و محکوم به شکسته . اخیرن فیلم " یک ماجرای به یاد ماندنی " رو دیدم . فیلمی رمانتیک و شیرین محصول سالهای طلایی هالیوود با هنرمندی "دیورا کر" و "کاری گرانت" . بیش از اونکه بخوام از هنر بازیگری این دو چیزی بگم اشاره به خلوص شخصیتی اونها و انتقال این وجه شخصی به نقش توسط این دو بیشتر مد نظرم هست. یک زن و مرد همسفر در کشتی که به سمت آمریکا در حرکت هست با هم آشنا میشن . طبق اصول اولیه و اصلی امروز هالیوود و حتی ذهنیت های خلاق نویسندگان ، لوکیشن چنین برخوردی خوراک چندسکانس داغ عاشقانه خواهد بود برای پیشبرد داستان . اما اونچه که در فیلم میبینیم به تمامی پرهیز شرافتمندانه از رخ دادن یک اتفاق { حالا دیگه نرمال } در عرصه روابط زن و مرد هست اونهم در حالیکه همه ناظران و آگاهان این رابطه پیشاپیش چنین ذهنیتی رو دارند . خوب منظورم از آوردن این سطور این بود که اگر "کاری گرانت" و "دبورا کر" در دنیای واقعی فاقد اون شرافت رفتاری بودند مسلمن بازی اون ها در چنین نقش هایی تا این حد ملموس و پذیرفتنی نبود . امری که در فیلمی مشابه ( کنتسی از هنگ کنگ ) و بازیگران شهیر اون (مارلون براندو و سوفیا لورن) حتی توان نزدیک شدن به سایه های بازی گرانت و کر رو هم ندارند چرا که شناسه های ظاهری و قرادادی سـکــسـی این دو فراتر از معصومیت چنین نقشهایی بود . بر خلاف براندو و لورن ، کاری گرانت و دبورا کر در عالم واقع هم جدا از اینکه به عنوان سوپر استارهای هالیوودی زمان خودشون صاحب ارج و قربی در حد کمال بودند اما با این وجود هرگز پا رو از چارچوب های اخلاقی و حریم خانواده فراتر نگذاشتند . بر خلاف دو نفر قبلی از ازدواج های متعدد در کارنامه اونها خبری نیست و تقریبن هر دوی اونها بیست سال پیش از مرگ از فعالیت در سینما استعفا دادند تا بیشتر به زندگی و خانواده بپردازند . * عنوان مطلب بر گرفته از فیلمی است با بازی مارلون براندو نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 3:33  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
|
|