" فدریکو فلینی " یعنی یک قوه ی خلاقه ی بی بدیل در عالم سینما . کارگردانی که از ترکیب شجاعانه و مبتکرانه نئورئالیسم ایتالیایی با سورئالیسم آثار بدیعی به جا گذاشت که نمونه شهیرش درفیلم {هشت و نیم} تا ابد مورد اشاره علاقمندان سینما خواهد بود . حدس میزنم کسانی که تماشاگر جدی آثار برتر سینما هستند بیش از یک بار فیلم " هشت و نیم " رو دیده اند . فیلمی که مطمئنن حدیث نفس خود فیلمساز هست از مشکلات و معضلات زندگی توامان یک هنرمند در دو دنیای بی ظرافت و کم درک رئال و دنیای خلاق و ظریف اما تخیلی آرت و طی اون استاد به زبانی شیوا و نغز سعی در نمایان کردن شکل روابط و سطح شعور اجتماع پیرامونی و گناه این اجتماع در عدم درک صحیح موقعیت یک هنرمند روشنفکر در بین خودش داره .
دنیایی که علیرغم نزدیکی فیزیکی با هنرمند اما به لحاظ فکری در سطح باقی مانده و از او و آرمانشهر مطلوب او فاصله ای بعید گرفته داره و خلاصه در یک جمله دنیایی که تبدیل به حصاری برای هنرمند فیلمساز ( فلینی ) شده بود . اخیرن اما متوجه پخش آنونس فیلمی شدم که واقعن شگفت زده ام کرد . ابتدا فکر کردم به مناسبتی قراره که نسخه ادیت مجدد و رنگی شده ای از " هشت و نیم " رو در سینماهای دنیای از ما بهترون نشون بدند. اما خوب که دقت کردم متوجه شدم بازیگری که در دکورها و لوکیشن های بسیار شبیه به فیلم { 30/8 } در حال بازی هست بیش از اونکه به بازیگر اصلی فیلم " هشت و نیم " شبیه باشه به خود فیلمساز شباهت داره . کنجکاو شدم که دقیق تر نگاه کنم و بفهمم که جریان چیه و در کمال حیرت متوجه شدم بازیگر این فیلم جدید کسی نیست جر اعجوبه ی بازیگری یعنی جناب" دنیل دی لوئیس " . شباهت چهره ی دی لوئیس با روزگار جوانی استاد فلینی اونقدر هست که باعث شد خیلی زود متوجه بشم موضوع این فیلم در حال تبلیغ نه "فیلم هشت ونیم" که خود فلینی و مسائل پیرامونی ساخت اون فیلم مشهور هست . وقتی این آنونس نه چندان بلند با تیتراژ نهایی و نام ( Nine ) تموم شد من که به شدت تحریک شده بودم سریع دست به کار شدم تا بیشتر از موضوع فیلم بدونم پس سریع وارد سایت مرجع (imdb) شدم و دیدم به به .. یک دوجین ستاره های عالم سینما از دی لوییس ایرلندی گرفته تا نیکول کیدمن استرالیایی و ماریون کوتیارد فرانسوی و کیت هادسن آمریکایی و سوفیا لورن ایتالیایی و نهایت پنه لوپه کروز اسپانیایی در این فیلم به کارگردانی راب مارشال بازی کردند. باید "هشت و نیم" رو دیده باشید تا متوجه اصل منظورم بشید که وقتی دیدم در مقابل اسم دی لوئیس به عنوان کاراکتر نقشی که بازی میکنه نه اسم جناب فلینی که اسم " گوییدو آنسولومی" نوشته شده قیافه ام چه مدلی شد !
محض اطلاع دوستانی که هشت و نیم رو ندیدند میگم که اسم کاراکتری که " مارچلو ماسترویانی "بازیگر محبوب آثار فلینی در فیلم هشت ونیم بازی می کرد " گوییدو " بود و تا اونجا که متوجه شدم در فیلم ( 9 ) دی لوییس به نقشی بینابین "فلینی _ ماسترویانی _ گوییدو" بازی میکنه و با توجه به شباهت تقریبن زیاد ماریون کوتیارد به " جولیتا ماسینا " همسر فلینی میشه حدس زد که بازیگر صاحب اسکار فرانسوی در نقش زنی بازی میکنه که در فیلم "جاده " که اونهم از آثار برتر فلینی و سینمای جهان هست به معنای واقعی کلمه شاهکاری ماندگار در بازیگری آفرید. حالا من به شدت منتظر روزی هستم که ( Nine ) رو ببینم .. به شدت منتظرشم و مطمئنم فیلم خوبی از آب درمیاد . نه به خاطر اینکه این همه بازیگر درجه اول سینما در اون بازی کردند بلکه به این دلیل که نویسندگان { مایکل تالکین و مرحوم آنتونی مینگلا } و کارگردان فیلم { راب مارشال } با استناد به شاه بیت غزل های سینمایی جناب فلینی به دنیای رویایی ذهن این کارگردان نایغه سرک کشیدند و سعی کردند تا با واکاوی روح سیال و معلق مابین فلینی و اثرش که به حتم نفس خودش رو در قالب گوییدوی مستاصل و خسته ی هشت و نیم جاری کرده بود خالق و مخلوق رو که در اصل هر دو یکی بودند در تراز و فرمتی تا بحال تجربه نشده به معرض تماشای دنیا بگذارند . به این میگن ادای دین خلاقانه به یک خالق نابغه . ادای دینی هم سنگ ارزشی که او سنگ بناش رو در نزدیک به نیم قرن پیش از این گذاشت . ___________________________________________________________________________ پانوشت : 1 _ فدریکو فلینی چند المان مشخص رو در آثارش به کرات تکرار کرد . اول و اولی تر از همه اما یکی تمسخر فمینیسم بود و در کمال تعجب دیگری تکریم زن و زنانگی به عنوان جوهره ی خلاقیت و منبع تحریک و تحمل دنیای مضحک و مسخره ی مردانه ای که او میدید ! 2 _ عکسی که از فلینی در صدر مطلب میبینید ضمیر واقعی او رو به خوبی نشون میده . فلینی در تمام عمر دلبسته و مفتون دنیای دلقک ها بود و در مشهورترین آثارش به جا و نا به جا سری به این "تلخ مردمان لبخند روی" زده است . به خصوص که در فیلم " جاده " جولیتا ماسینا همسر او در ایفای نقش دختری لوده و تا حدی کند ذهن به نام " جلسو مینا " ناچار از غلطیدنی به غایت دردمندانه در قالب یک دلقک زن شد . 3 _ اگر چه فلینی به قول اهل سینما و دوستان معاصرش و به گواه آثار سینماییش به نوعی"مرد زنان" محسوب میشد اما به رغم مقبولیت و محبوبیت ویژه در تمام عمر به همسر و زندگی زناشویی پایبند و وفادار باقی ماند . شاید همین دلیل خوبی بود برای مرگ جولیتا ماسینا ، تنها سه ماه پس از درگذشت او !
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 2:59  توسط امید صیادی ( امیدوار ) |
خداوندا ، مرا مثل بودا در غربت رنگها و صدا ها بسوزان و خاکسترم را بر سر خاک مُرده بپاش. به آقای شب هم بگو خطر رفع شد ، من مُرده ام ...
سينمالاگ
{{The Portrait of a lady}}
{{ پرتره ی یک بانو }}
كارگردان:
جین کمپیون
بازیگران :
جان مالکویچ
نیکول کیدمن
باربارا هرشی
محصول 1996
آمریکا
خلاصه داستان:
ایزابل آرچر ، زن جوان آمریکایی پس از مرگ والدینش برای ملاقات با بستگانش به انگلستان میرود، پس از این فاجعه او هیچ پولی در بساط ندارد اما ملاحتش مردان شایسته ای را به او جلب می کند.
وقتی ایزابل، پیشنهاد ازدواج مردی ثروتمند به نام لرد واربرتن را به دلیل اینکه دوستش ندارد، رد میکند، یکی از بستگانش به نام رالف که به او علاقه مند شده، ترتیبی میدهد تا پدرش پیش از آن که بر اثر سل بمیرد، پول زیادی را در اختیار ایزابل بگذارد تا او بتواند به عنوان یک زن مستقل زندگی کند.
ایزابل به دور اروپا سفر میکند و طی آن با خانم مرل آشنا میشود و او هم باعث آشنایی ایزابل
با گیلبرت آزموند هنرمند آمریکایی زن مرده ای که دور از وطنش زندگی میکند، میشود.
ایزابل دل باخته گیلبرت میشود و.....